وبلاگ دوستان
 
 
 
 
 
وبلاگ‌هاي من
 
 
 
 
 
پيوند‌ها
 
 
 
 
 
آرشیو
 
 
 
 
 
آمار وبلاگ
 
 
تعداد بازدید : 78186
 
تعداد نوشته ها : 537
 
تعداد نظرات : 8202
 
 
 
 
Rss
 
 
 
 
 
طراح قالب
 
موسسه تبیان
 
 
 
 
الکي خوش . . .
 

به نام خدای مهربون

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

الهی به امید تو نه به امید خلق روزگار

یادش بخیر یه زمونی یکی بود می‌گفت چراغی که به کلبه رواست به انجمن حرومه :D هه هه الآنم اومدم که قانون قدیم ندیما رو زیر پا نذارم.

خب چه خبرا؟!؟ نیستین، نیستم!!‌ البته من با اینکه نیستم ولی هستما، ولی شماها نمی‌دونم چرا نیستین، البته شایدم هستینا ولی نمی‌خواین باشین!!! چی شد، اصلا ولش کنیم بهتره!!

می‌بینم که همه پی درس و مشق و امتحان و زندگی و خونه‌داری و همسرداری و نون بیار کباب ببر، دست کی بالاست!!!! اهم چیزه یعنی از همین مشغلیجات هستن، امیدوارم که پی هر چی هستین بهش برسین، منم برسم به مک‌لارنم.

دوستای گلم ممنونم که در نبودم هراز گاهی نظرکی می‌دین و شرمنده که فرصت نمی‌کنم بیام بهتون نظر بدم، اگه اجازه بدین همین‌جا جوابتون رو می‌دم تا ایشالله سر فرصت بیام وبتون جبران کنم.

از آخرین نفر شروع می‌کنم:

ای نتیجه ای گیلی بیلی، ای برتر ای نمونه ای زحمت‌کش، من می‌دونستم بالاخره یه چیزی می‌شی، بهت تبریک میگم، ایشالله بری برای تیم ملی و قهرمانی کشوری :D بعدش المپیک و جام جهانی!!! آره خب بالاخره میوه‌های کلبه به ثمر نشست دیگه، دیگه نوبتی هم باشه نوبت خودته (یوهاهاهاهاهاهاها) و البته ننه جونت، راسی یلدای سیاه وحشت انگیز ناک ایرانسل کوشش؟؟ نیسش؟؟

به به آنیمای عزیز، از این ورا چه عجب سری زدی به ما، گفتم این روزا سایت سنگین شده ها!!! :D چی می‌گه، چرا خب ناراحن شدی، خب باشه باشه شوخی کردم لطفا اون دمپایی رو بیار پایین!!! روم سیاه هنوز نتونستم بیام وبت شرمنده حلال کنیا!!! در مورد شما دوستای جدید هم بله کی گفته گل نیستید خیلی هم گلید، در ضمن شماها هم یواش یواش دارید قدیمی میشید دیگه، من که حالا حالا‌ها انگاری وصل تبیانم و کی جدا شم از اینجا خدا داند، امیدوارم که تا اون موقع بتونیم دوستان خوبی برا هم باشیم، در مورد اولین بار هم یه چیزایی یادمه که فکر کنم اومدم گفتم چیکار کنی وبت قشنگ تر شه و اینا، آره همین بود دیگه؟! باور کن خدمت ذهن برام نذاشته، حالا باید بیام از خدمت تعریف کنم، البته تعریف که چه عرض کنم!!!

وااااااااااااو یاسان رو نیگا، چه عجب زین ورا، ههههههه یادته اومده بودم مشهد هههههههه پیش مهدی هههههه یادش بخیر چه کیفی داد اون روز، آره خداییش الآن قدر اون روزا رو می‌دونم، خیلی بیشتر و بهتر، بازم بیا پیش ما خوشحال میشم ببینمت.

خب دیگه تموم شد.

دیگه پیر شدما!!! برا جواب دادن به دو سه نفر ببین چقدر لفتش دادم، هق هق!!! خب دیگه من برم که فردا صبح کلی کار دارم.

راسی نبود 8 ماه و 28 روز D:

برا همتون آرزوی خوشبختی و عاقبت بخیری دارم.

مراقب خودتون باشید

دسته : شخصی
تاریخ : جمعه 2/11/1388-1:1
 
 
 
 
اوه اوه . . .
 

به نام خدای مهربون

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

سلام علیکم!!!

یالله خواهش می کنم پا نشین راه رو بلدم، بفرمایید آخه اینجوری که نمیشه!!!

اوه اوه ببین چه خبره اینجا؟!؟! چه گرد و خاکی گرفته!!! انگار نه انگار یه زمونی اینجا برو بیایی داشت!!! ای بترکی روزگار هــــــــــی.

به به می بینم که اهالی کلبه عخشزج این ورا آفتابی شدن، هه هه چه جلب، آخی ناسی ناسی یادش بخیر چه دورانی بودا.

اهم و اما من!!! دیدین نکش شدم!! خداییش دیگه خدمت منو به نکشی انداخته نخسوزن این صبح از خواب بیدار شدنش!! اصن داستانیه، فک کن من ساعت 5 صبح!!! واقعا این خدمت چقدر بی رحمه!!

خدا رو شاکرم که دوباره فرصت پیدا کردم مطلبی بثبتونم، هر چند مطلب که نیس همش چند تا جمله درپیته!!

بگذریم، راسی انصافاً از بس روابط کم رنگ شده که نمی دونم دیگه چی بگم، البته شایدم مشکل از منه، نمی دونم والله، خلاصه که هیچ وقت فکر نمی کردم این قدر دوروبرم خالی بشه و ته تهش من بمونم و مک لارنم!!!

ولی باز خدا رو شکر از رفقا مهدی چی داش دم دست ترین رفیقم همیشه کنارم هستش!!!

وختی یاد گذشته میوفتم که نمیشد تبیان نیام و همیشه بونه ای برای اومدن بودش، همیشه کسایی برای نوشتن بود، دلم می پُکه . . .

یاد ثبت مطالب، یاد چت قدیم تبیان، یاد اولین انجمن تبیان، یاد برسا نخسوزن با پادگانش و بچه هاش، یاد اوایل مباحثه که عوض شد و شدش انجمن تخصصی، و از همه مهمتر یاد همه ی بروبچز قشنگ و مهربونش بخیر . . .

هـــــــــــــــــی روزگار چقدر بعضی وقتا خفن ناک بی رحم میشی، البته شاید بگین خب مگه چیه بیا دوباره شروع کنیم، ولی آیا حس زیبای قدیم هنوز مونده؟؟ خودم رو هم میگما انصافا رمقی واسه فعالیت دارم آیا؟؟

کاش میشد همه دوباره جمع میشدیم و دوباره با هم بودن رو تجربه می کردیم . . .

هه می خواستم تریپ خوشحالی بنویسم که آخرش به غم خورد، ولی خب بازم جای شکرش باقیه که تو مدتی که تو نت بودم حداقل یه بار تجربه با هم بودن رو داشتم و از این بابت خدام رو شاکرم.

همین دیگه، برای تک تکتون، برای همه ی اونایی که زمونی جزو این خانواده بودن و الآن نیستن آروزی بهترین ها رو دارم و امیدوارم که هر کجا هستن خوشبخت و عاقبت بخیر شن.

به امید دیدار . . .

راسی نبود 9 ماه و 17 روز :D

مراقب خودتون باشید

دسته : شخصی
تاریخ : شنبه 12/10/1388-21:28
 
 
 
 
از خدا خواستم . . .
 

به نام خدای مهربون

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد.

خدا گفت: نه، رها کردن کار توست. تو باید از آن ها دست بکشی.

از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد.

خدا گفت: نه، شکیبایی زاده رنج و سختی است، شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است.

از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد.

خدا گفت: نه، من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوری.

از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد.

خدا گفت: نه، رنج و سختی، تو را از دنیا دورتر و دورتر، و به من نزدیکتر و نزدیکتر می کند.

از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد.

خدا گفت: نه، بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پرثمر شوی.

من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند از خدا خواستم،

و باز گفت: نه، من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری.

از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم، همان گونه که آن ها مرا دوست دارند.

و خدا گفت: آه، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم.

مراقب خودتون باشید

تاریخ : پنج شنبه 5/9/1388-18:26
 
 
 
 
خدا جونم مثل هميشه عالي بودي . . .
 

به نام خدای مهربون

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

خدای مهربونم مثل همیشه کارت حرف نداشت، خداجونم فقط همینو بهت میگم که بهترین دوستمی، پس به شکرانه همه‌ی مهربونیات و کارات میگم که دوستت دارم، هیش وقته هیش وقت تنهام نذار که بدون تو تنهای تنهام.

***

هوم!!! نمی‌دونم چی بگم، یعنی می‌دونما ولی بلد نیستم بیانش کنم، آخه نمی‌دونید که!! الآن یه حسی بهم تزریق شده که تا حالا تو عمرم همچین حسی رو تجربه نکردم.

به قول یکی از دوستای عزیزم که می‌گفت این دنیا پر از نشانه‌س، فقط کافیه ما یوخده عمیق‌تر نگاه کنیم و یوخده تصمیمات قشنگتر بگیریم، و الحق که همین‌جوریه!!!

خیلی خوشحالم که بعد از مدت‌ها (تابستون پارسال، واااااااااااو یه عمریه برا خودشا) دوباره اهالیه کلبه عشخ رو می‌بینم، مقدمتون گرامی ای اهل صلح دوستی انسانیت.

به کلبه عشخ خودتون خوش اومدین . . .

(مک‌لارن الآن دلش رانندگی می‌خواد تو همون جاده‌ای که عاشقشه، من رفتیم تو رویا شماها هم تا می‌تونید رویایی باشید).

مراقب خودتون باشید

دسته : شخصی
تاریخ : سه شنبه 3/9/1388-22:22
 
 
 
 
به ياد خاطرات جشن ميلادت مبارک . . .
 

به نام خدای مهربون

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

الهی به امید تو نه به امید خلق روزگار

امروز 2 آذر 1388 واسا تقویم رو ببینم آخه حسم میگه امروز یه خبرایی هستش!!! اووووم تو تقویم که چیزی ننوشته بودش، وااااااااااو یعنی خدمت این قدر رو آدم تأثیر میذاره، آخه انگاری حسم قاطی (یادش بخیر گاتی) کرده!!! ولی نه مطمئنم امروز یه خبرایی هستشا...

ایول ایول داره یه چیزایی یادم میاد!!! میگن وقتی آدم پیر میشه آلزایمر می‌گیره‌ها، من باور نمی‌کردم، هی هی روزگار که مک‌لارن هم داره قر میشه و باید اسقاطش کرد (خدا نکنه دهه).

اوه داشت یادم می‌رفت که برا چی اینجام، پس بی مقدمه بریم نقطه سرخط!!!

امشب 2 آذر 1388 یه روز بزرگیه، امروز جشن میلاد یکی از پرانرژی‌ترین دخترایی هستش که من تا حالا دیدم!!! دختری که خیلی وقته بی معرفت شده و مثل بچه‌هایی شده که وقتی بزرگ میشن پدر و مادرشون رو فراموش می‌کنن و می‌فرستنشون خونه سالمندان!!! هرچند من واسش پدری نکردم ولی ...، بگذریم.

داشتم می‌گفتم امروز تولد یکی هستش که روزگاری ارشد این‌جا بود، خب دیگه فک کنم تابلو شد اون کیه!!!

امروز روز تولد ارشد دخترا مونا خاتونه، دختری با کتونی‌های قرمز!!! موناخاتون جشن میلادت مبارک، برات بهترین آرزوها رو دارم و امیدوارم که سال جدید عمرت پر از برکت و شادی و سلامتی و نعمت باشه، امیدوارم به اون چیزی که می‌خوای برسی.

نمی‌دونم چرا این پست رو زدم و شاید این کارم اشتباه باشه ولی مهم نیست، من یاد گرفتم از حالم بهترین استفاده رو ببرم و تا اونجایی که میشه نذارم لحظه‌ها فرت و میل بشن، شاید اگه امروز هم می‌گذشت یه روز حسرت این روز و کارایی که میشد درش انجام داد رو می‌خوردم.

خب دیگه وقته رفتنه ... بازم من موندم و مک‌لارن عزیزم، با مک‌لارن می‌رم تو جنگل‌های شمال دوری بزنم و وقتی برگشتم در اولین فرصت میام پیشتون.

مراقب خودتون باشید

تاریخ : دوشنبه 2/9/1388-19:33
 
 
 
 
رانندگي در ايران هنوز با استانداردهاي جهاني فاصله بسيار دارد . . .
 

به نام خدای مهربون

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

وقتی هر روز مقابل چشمان شما در بزرگراه، رانندگان بی‌اعتنا به همه تابلوها و هشدارها کلکسیونی از جهت‌ها و زاویه‌ها را برای عبور از همدیگر امتحان و بزرگراه را در حداقل زمان به جنگلی بی‌نظم از خودروها تبدیل می‌کنند، وقتی کمربند ایمنی برای برخی از رانندگان، هنوز هم وسیله‌ای زنانه، ظریف و محافظه‌کارانه تلقی می‌شود، وقتی قانون‌شکنی در رانندگی نشانه ذکاوت بالا است، وقتی مجموع جریمه‌های یک راننده از قیمت خودرواش بالاتر می‌رود، وقتی... نباید انتظار داشت در افق چند ساله گره ترافیک شهرهایمان باز شود.

«از ساعت 10 شب به بعد، کامیون‌ها و تریلی‌ها در شهر با میانگین سرعت 110 کیلومتر در ساعت در حال ترددند، لطفاً به آنها نزدیک نشوید»، «اگر در تقاطع فرعی در حال رانندگی هستید، مراقب باشید، چون امکان دارد خودرویی با سرعت 100 کیلومتر در ساعت از کوچه به شما نزدیک شود»، «از ساعت 12 شب به بعد میانگین سرعت خودروهای تهران 120 کیلومتر و میزان هوشیاری رانندگان 40 درصد حد معمول است»، «اتوبوس‌های شرکت واحد در خط ویژه با سرعت بالا و بی‌رحمانه حرکت می‌کنند، اگر بر حسب اتفاق خودرو شما در این مسیر دچار نقص فنی شد، تصور کنید بین ریل‌های راه‌آهن گیر کرده‌اید، وقتی یک قطار با سرعت بالا به شما نزدیک می‌شود»، «بسیاری از رانندگان ما حتی آنهایی که مهر گواهینامه‌شان خشک نشده، خود را عضو افتخاری فدراسیون جهانی اتومبیلرانی و کوچه‌ها و خیابان‌ها را پیست رالی و کارتینگ می‌دانند»، «90 درصد راننده‌ها در ایران نمی‌دانند آژیر آمبولانس یا آتش‌نشانی، موسیقی برای لذت بردن نیست و باید با شنیدن آن راه را برای این خودروها باز کنند.»

اینها نمونه‌ای از توصیه‌ها و دریافت‌هایی است که در سایت تخصصی اتومبیل و اتومبیلرانی ایران آمده است، اگرچه این جملات احتمالاً برای کسانی که با واقعیت‌های رانندگی در ایران بویژه تهران آشنا نیستند، مبالغه آمیز و طنزآلود به نظر آید، اما وقتی رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران با استیصال تمام می‌گوید «دیگر خسته شده‌ایم» می‌توان سویه جدی ماجرا را کاملاً متوجه شد، هرچند تجربه‌های شخصی و جمعی ما نشان می‌دهد چه بسا رخدادها و حوادثی هولناک‌تر از آنچه اشاره شد، هر روز در چند قدمی ما شکل می‌گیرد.

خودروها حامل افکار و باورهای ما هستند

باورها، منش و ذهنیت انسان‌ها در تعامل و ارتباط آنها با عناصر بیرونی زندگی به ظهور می‌رسد. به فرض وقتی شهروندی ساکن آپارتمان است، بخشی از باورها و ذهنیت او همزمان با سکونتش در آپارتمان و تعامل با همسایه‌ها بروز پیدا می‌کند، خودروها نیز چنین کارکردی دارند. آنها علاوه بر آن که حامل جسم ما هستند، افکار، اندیشه‌ها، باورها و اعتقادات ما را هم از بزرگراه‌ها و خیابان‌ها و کوچه‌ها عبور می‌دهند. در واقع فرهنگ و ذهنیت ما به اجزای خودرو (فرمان، پدال گاز، ترمز، کمربند ایمنی، چراغ راهنما و نظایر آن) ترشح می‌کند، پس اجزای به ظاهر بی‌جان خودرو می‌توانند سطح فهم اجتماعی و درونی ما را نمایش دهند.

سوانح رانندگی در ایران؛ 30-26 هزار کشته در سال

وقتی درویش‌خان از استادان برجسته موسیقی ایران در سال 1305 بر اثر سانحه رانندگی جان خود را از دست داد و نخستین قربانی تصادفات رانندگی لقب گرفت، نه می‌دانست و نه آن زمان می‌توانست بپذیرد آمار قربانیان حوادث رانندگی کشور هفت دهه بعد به 30-26 هزار نفر در سال خواهد رسید.

اگرچه امروز نمی‌توان میزان بالای تلفات رانندگی در ایران را صرفاً به عامل انسانی محدود کرد و قطعاً وضعیت جاده‌های کشور، کیفیت خودروها و متغیرهای اقلیمی در این زمینه سهیم هستند، اما بی‌شک وضعیت اسفناک رانندگی در کشور از مهمترین عوامل شکل‌گیری تلفات بالای انسانی در تصادفات است. بی‌جهت نیست توریست‌ها و جهانگردانی که به ایران می‌آیند، با ابراز شگفتی از وضعیت رانندگی در جاده‌های کشور و خیابان‌های شهرها و در توصیف مشاهدات خود از واژه‌هایی نظیر «وحشتناک» و «کابوس» استفاده می‌کنند.

مطابق با آمارها ایران از حیث تلفات رانندگی رتبه دوم را در بین 190 کشور جهان دارا است. بر‌اساس آماری که در سال 1998 میلادی منتشر شده، در کشور ژاپن به ازای هر 10 هزار خودرو، سالانه 5/1 نفر جان خود را بر اثر تصادفات رانندگی از دست می‌دهند، این در حالی است که این میزان در ایران به 23 نفر در 10 هزار خودرو می‌رسد. نکته جالب اینجا است که در این میان کشورهایی نظیر سوئد برنامه‌ای را دنبال می‌کنند تا میزان تلفات انسانی در تصادفات رانندگی‌شان را تا سال 2020 به صفر برسانند. از طرف دیگر در کشورهای توسعه‌یافته در مقابل هر 100 نفر مجروح سوانح رانندگی، فقط یک نفر جان خود را از دست می‌دهد، در حالی که این آمار در ایران یک کشته به ازای هر 10 نفر مجروح است.

جرایم رانندگی؛ یک روز تهران، یک سال اروپا

یکی دیگر از معیارهای ارزیابی و سنجش فاصله فرهنگ رانندگی ما با کشورهای توسعه یافته، نگاهی به شکاف موجود در میزان جرایم رانندگی ما با این کشورها است.

بر‌اساس اعلام رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران، جریمه‌های رانندگی یک روز تهران با تعداد جریمه‌های رانندگی یک سال اروپا (یعنی یک قاره) برابری می‌کند.

سرهنگ هاشمی شهریورماه با اعلام این مطلب در جمع خبرنگاران از ضعف قوانین و نبود بازدارندگی فردی به عنوان دو عامل مهم در شکل‌گیری این وضعیت یاد می‌کند و می‌گوید: ما باید کنار هر تابلوی راهنمایی، یک مأمور بگذار یم و در کنار هر چراغ چند مأمور تا از تخلفات جلوگیری کنند. وی می‌افزاید: متأسفانه قانون‌شکنی و قانون‌گریزی در رانندگی ما بیداد می‌کند و مقاومت‌ها برای اجرای قوانین بالا است.

این مقام مسئول ادامه می‌دهد: دیگر از دست موتورسواران خسته شده‌ایم، روزانه هزار دستگاه موتوسیکلت در تهران توقیف می‌شوند که باید برای پایان دادن به این تخلفات چاره‌ای اندیشید. البته همان‌طور که سرهنگ هاشمی به درستی به این نکته پی برده و بسیاری از کارشناسان بر آن متفق‌القول هستند، این که جرایم راهنمایی و رانندگی به هیچ روی باز دارنده نیست و نمی‌تواند ضامن ایجاد فرهنگی سالم در رانندگی ما باشد.

راهکارهای چندبعدی برای مسئله چندوجهی

اما سامان بخشیدن به وضعیت رانندگی در شهرهای کشور با توجه به چندبعدی بودن صورت مسئله راهکارهای چندبعدی می‌طلبد. وضعیت فعلی رانندگی یک مسئله رفتاری است و تغییر این رفتار مستلزم آن است که رفتاری جدید شکل گیرد، از این جهت مسئله باید در حوزه‌ای گسترده‌تر از راهنمایی و رانندگی و شهرداری‌ها دیده شود.

در این میان به نظر می‌رسد نقش دو نهاد آموزشی و رسانه‌ای (آموزش و پرورش و صدا و سیما) کلیدی‌تر از سایر دستگاه‌ها است، البته به این شرط که مسئولان و متولیان این دو نهاد متوجه ابعاد چندلایه موضوع باشند وگرنه بسنده کردن به چند صفحه در یک کتاب درسی یا گنجاندن چند برنامه بی‌روح در بدترین زمان جدول پخش برنامه‌های صدا و سیما نمی‌تواند زخم باز ما را التیام دهد.

فرهنگ شفاهی آینه‌ای در برابر افکار ما

فرهنگ شفاهی رانندگی در ایران آینه‌ای است که روبه‌روی آرزوها و آمال و افکار ما گذاشته شده است. شما احتمالاً هیچ کجای دنیا با اصطلاحاتی چون گوله کردن، ارتفاع خفن، ساندویچ شدن (وقتی دو خودرو از چپ و راست به سمت خودرو سوم منحرف می‌شوند)، تقه زدن، شاخ به شاخ و لایی کشیدن روبه‌رو نخواهید شد.

مراقب خودتون باشید

تاریخ : سه شنبه 26/8/1388-18:22
 
 
 
 
10 حقيقت شگفت‌انگيز و عجيب علم فيزيک . . .
 

به نام خدای مهربون

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

فیزیک بدون شک علمی شگفت انگیز است، ذراتی که وجود ندارند در احتمالات به حساب می آیند، و زمان متناسب با سرعت حرکت شیئی تغییر می کند. نشریه تلگراف 10 پدیده عجیب از این عجایب در علم فیزیک را با کمک تعدادی از کاربران توئیتر و کیهان شناسی به نام مارکوس چاون ارائه کرده است که در ادامه ارائه خواهد شد.

خورشید می توانست از موز ساخته شده باشد: خورشید بسیار پر حرارت است زیرا وزن چند میلیارد میلیارد میلیارد تنی آن گرانش عظیمی به وجود می آورد که در نتیجه هسته ستاره را تحت فشاری غیر قابل تصور گذاشته و در نتیجه فشار بالا حرارت فوق العاده تولید می کند. در صورتی که به جای گاز هیدروژن از میلیاردها میلیارد میلیارد تن موز استفاده می شد نیز همان میزان فشار و در نتیجه همان مقدار حرارت در خورشید به وجود می آمد. با این حال با افزایش حرارت، اتمها با بخشهای مختلف ساختار ستاره ای برخورد کرده و انرژی اتمی را به وجود می آورند که در اینجا تفاوت میان حضور هیدروژن و موز در ساختار خورشید آشکار خواهد شد.

تمام ماده ای که نسل بشر را به وجود آورده است در یک حبه قند جا می گیرد: اتمها 99.9999999999999 درصد فضای خالی هستند و به همین دلیل در صورتی که تمامی اتمها را به گونه ای به هم بفشاریم که فضای خالی میان آنها از بین برود، یک قاشق چای خوری یا حجمی برابر یک حبه قند از این ماده در حدود پنج میلیارد تن وزن خواهد داشت، وزنی 10 برابر مجموع وزن تمامی انسانهایی که در حال حاضر در جهان حضور دارند. این در واقع همان پدیده ای است که در ستاره های نوترونی رخ می دهد و وزن آنها را تا حد غیر قابل باوری افزایش می دهد.

آنچه آینده است می تواند آنچه گذشته بوده است را تغییر دهد: شگفتی جهان کوانتوم به اثبات رسیده است، آزمایش دو جداره که نور را در دو حالت موج و ذره به اثبات می رساند به اندازه کافی عجیب و غیر قابل تصور هست. به خصوص زمانی که اعلام شود مشاهده نور می تواند آن را از موج به ذره و یا برعکس تبدیل کند. اما پدیده های عجیبتر این جهان پس از آزمایش جان ویلر فیزیکدان در سال 1978 خود را نمایان کرد. آزمایش وی نشان داد مشاهده یک ذره در حال می تواند سرنوشت ذره مشابه دیگری در گذشته را متحول سازد. طبق آزمایش دو جداره در صورتی که هر یک از پرتوهای نوری خارج شده از یکی از شکافهای صفحه آزمایش را مشاهده کنید، در واقع پرتو را مجبور کرده اید خصوصیات ذره ای به خود بگیرد و اگر به هدف برخورد پرتو چشم بدوزید خصوصیت موج گونه به پرتو نور بخشیده اید. اما در صورتی که پس از عبور پرتو نور از شکاف به مسیری که از آن ناشی شده است چشم بدوزید آنگاه است که پرتو نور می تواند در هر دوحالت شکل بگیرد. به بیانی دیگر زمان حال بر گذشته پرتو نوری تاثیر گذاشته است. این آزمایش در آزمایشگاه تنها چند صد هزارم ثانیه به طول می انجامد اما در مشاهده نورهای ناشی از ستاره های دوردست نیز صدق می کند. در واقع مشاهده اکنون ستاره های دوردست می تواند گذشته چند هزار یا میلیون ساله آنها را تغییر دهد.

تقریبا همه جهان گم شده است: می توان به جرات گفت در حدود 100 میلیارد کهکشان در جهان هستی وجود دارد که هر یک از آنها از 10 میلیون تا 10 تریلیون ستاره را در خود گنجانده اند. خورشید زمین در مقایسه با این ستاره های یکی از کوچکترین و ضعیفترین ستاره ها به شمار می رود و حتی می توان نام کوتوله زرد رنگ را بر روی آن گذاشت. در واقع در جهان هستی مقادیر ترسناک و عظیمی از ماده مرئی وجود دارد که انسان تنها قادر به مشاهده دو درصد از آن است. وجود این حجم ماده به واسطه نیروی گرانش آنها پیش بینی می شود و ماده تاریک نیز که مقدار آن 6 برابر جرم ماده مرئی تخمین زده می شود، نیز بخش نامرئی جهان را تشکیل داده است. به گزارش مهر، وجود انرژی تاریک به عنوان بخشی دیگر از جهان که در واقع مابقی جهان را تشکیل داده است، موضوع را پیچیده تر خواهد کرد، انرژی که با گسترش سریع جهان در ارتباط است و به همراه ماده تاریک همچنان ناشناخته باقی مانده است.

جسم می تواند سریعتر از نور حرکت کند و نور همیشه بسیار سریع حرکت نمی کند: سرعت نور در خلا 300 هزار کیلومتر بر ساعت است با این حال نور همیشه در خلا حرکت نمی کند. برای مثال نور در آب با سرعتی یک سوم سرعت گفته شده حرکت می کند. در واکنشهای اتمی برخی از ذرات به سرعتهای بسیار بالایی دست پیدا می کنند که بخشی از سرعت نور است و در صورتی که از میان رابطی که سرعت نور را خواهد کاست عبور کنند، در واقع می توانند سریعتر از نور حرکت کنند. چنین پدیده ای درخششی آبی رنگ از خود به وجود می آورد که به "تشعشعات شرنکوف" شهرت داشته و با بمبهای صوتی قابل مقایسه است. کمترین سرعتی که تا کنون برای نور به ثبت رسیده است 17 متر بر ثانیه یا 61 کیلومتر بر ساعت بوده که به واسطه عبور از میان روبیدیوم منجمد با حرارتی برابر صفر مطلق ایجاد شده است. در این حرارت این ماده حالتی به نام میعان "بوز- انشتین" را تجربه می کند.

تعداد نامحدودی نویسنده مطلب را نوشته و تعداد نامحدودی خواننده آن را می خوانند: بر اساس مدلهای استاندارد کیهان شناسی جهان مرئی با تمامی میلیاردها کهکشان و تریلیون تریلیون ستاره هایش تنها یکی از بی نهایت جهانهایی است که مانند حبابهای صابون در یک اسفنج در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. به دلیل بی نهایت بودن آنها می توان هر تاریخچه ممکنی را برایشان در نظر گرفت. اما تعداد تاریخچه های ممکن برای این جهانها متناهی است زیرا تعداد محدودی پدیده و تعداد محدودی نتیجه در بر داشته اند. تعداد این پدیده ها بسیار زیاد اما متناهی است پس همین پدیده عینی و کنونی که نویسنده این مطلب را نوشته و شما آن را می خوانید، باید بی نهایت بار در زمان رخ داده باشد. شگفت انگیز تر از آن این است که بدانیم نزدیکترین همتای ما در چه فاصله ای از ما قرار گرفته است. این فاصله عددی برابر 10 به توان 10 به توان 28 متر تخمین زده شده است که در صورت علاقمندی به محاسبه آن می توانید از عدد یک و 10 میلیارد میلیارد میلیارد صفر در برابر آن استفاده کنید!

سیاهچاله ها سیاه نیستند: به طور حتم سیاهچاله ها بسیار تاریکند اما سیاه نیستند زیرا این پدیده ها درخشان بوده و به آرامی نور خود را در تمامی طیفهای نوری از جمله نور مرئی به اطراف منتشر می کنند. این تشعشعات که "تشعشعات هاوکینگ" نام دارد نور خود و جرم سیاهچاله ها را به تدریج کاهش داده و با از دست دادن منبع جرم سیاهچاله ها تبخیر می شوند. به گزارش مهر، سیاهچاله های کوچک در مقایسه با جرمشان و نسبت به سیاهچاله های بزرگتر با سرعتی بالاتر از خود نور منتشر می کنند و بر همین اساس در صورتی که برخورد دهنده بزرگ هادرون بر اساس برخی نظریه ها از خود میکروسیاهچاله هایی تولید کند، آنها به سرعت تبخیر خواهند شد و دانشمندان پس از آن قادر خواهند بود بقایای تابشهای آنها را مشاهده کنند.

تصور بنیادین از جهان مسئول گذشته، حال و آینده آن نیست: بر اساس نظریه نسبیت خصوصی چیزی به نام اکنون، گذشته یا آینده وجود ندارد و قالبهای زمانی به یکدیگر وابسته اند زیرا همه هستی در سرعتی برابر در حرکت است. درصورتی که انسان با سرعتی کاملا متفاوت در حرکت بود شاهد پیر شدن زودهنگام یکی از نزدیکان و یا دیر پیر شدن وی نسبت به دیگران می بود.

ذره ای در اینجا می تواند به صورت آنی بر روی ذره ای در آن طرف جهان تاثیر بگذارد: زمانی که یک الکترون همتای ضد ماده خود یا پوزیترون را ملاقات می کند، هر در درخشش کوچکی از انرژی خنثی می شده و دو فوتون از این برخورد متولد می شوند. ذرات ساب اتمیکی مانند فوتونها یا کوارکها از ویژگی به نام اسپین برخوردارند که به مفهوم چرخش است، اما این ذرات در واقع حرکت چرخشی ندارند اما به گونه ای رفتار می کنند که انگار در حال چرخشند. جهت اسپین فوتونها در زمان تولد در برابر یکدیگر بوده و در نتیجه خنثی می شوند. با توجه به رفتارهای غیر قابل پیشبینی کوانتومی گفتن اینکه کدام فوتون در مسیر چپگرد و کدام یک در مسیر راستگرد حرکت خواهد داشت غیر ممکن است و در واقع تا زمانی که یکی از آنها مشاهده نشود، هر دو در هر دو جهت حرکت خواهند داشت اما به محض اینکه یکی از آنها مشاهده شود جهت راست یا چپگرد را به خود گرفته و به هر جهتی که حرکت کند، همتایش در مسیر متضاد آن حرکت خواهد کرد. این واقعیتی است که در آزمایشها به اثبات رسیده است.

هرچه سریعتر حرکت کنید سنگینتر می شوید: در صورتی که بسیار سریع بدوید به صورت لحظه ای و نه دائم، سنگین وزن خواهید شد. سرعت نور مرز سرعت در جهان است در این صورت زمانی که جسمی با سرعتی نزدیک به نور در حرکت است و شما به آن نیرویی وارد کنید، به سرعت آن نخواهید افزود بلکه تنها به آن انرژی اضافی وارد کرده اید که این انرژی باید در جایی قرار بگیرد. بهترین مکان برای قرارگیری این انرژی جرم جسم است. بر اساس قانون نسبیت جرم و انرژی با یکدیگر برابرند پس هر چه انرژی وارد شده بیشتر باشد جرم افزایش پیدا خواهد کرد. البته این افزایش وزن در انسان قابل چشم پوشی بوده و درعین حال غیر قابل انکار است.

مراقب خودتون باشید

دسته : عمومی
تاریخ : سه شنبه 26/8/1388-18:20
 
 
 
 
مصرف زنجبيل تهوع را بهبود مي‌بخشد . . .
 

به نام خدای مهربون

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

زنجبیل ممکن است با افزایش ترشح بزاق، افزایش ترشح شیره‌های گوارشی، کاهش اسید معده و افزایش حرکت روده‌ها حالت تهوع را بهبود بخشد.

مرتضی صفوی در گفتگو با فارس افزود: حالت تهوع یک مشکل آزار‌دهنده است. ریشه گیاه زنجبیل می‌تواند حالت تهوع را از بین‌ببرد.

این متخصص تغذیه اضافه کرد: زنجبیل جزء گیاهان دارویی با‌اهمیت بوده و دارای خواص متعددی از جمله ضد تهوع، مقوی قلب، ضد لخته شدن خون، ضد سرفه، ضد التهاب، ادرارآور، محرک، کاهش اسپاسم و محرک سیستم ایمنی، ضد نفخ، پایین آورنده کلسترول خون و محرک هضم غذا، کاهش چسبندگی پلاکت‌ها و خاصیت آنتی‌بیوتیکی قوی است.

مراقب خودتون باشید

تاریخ : سه شنبه 26/8/1388-18:18
 
 
 
 
اصفهان چگونه «نصف‌جهان» شد . . .
 

به نام خدای مهربون

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

21 آبان ماه مصادف با انتقال 7 ساله پایتخت صفویان از قزوین به اصفهان است؛ انتقالی که این شهر را به بزرگترین شهر مشرق زمین تبدیل کرد و بنا بر گفته سیاحان اروپایی، اصفهان با شهرهایی چون پاریس، لندن، ناپل و رم از لحاظ عظمت برابر یا حتی به گفته شاردن از پاریس بزرگ تربود. آوازه عظمت این شهر بین‌المللی تا جایی پیش رفت که مسیحیان خارج از ایران با آنکه اصفهان را ندیده بودند، وصیت کردند که جنازه آنان بعد از مرگ به منطقه جلفای اصفهان منتقل شود.

حکومت صفویه در طول حاکمیت 300 ساله خود در ایران، سه شهر مهم تبریز، قزوین و اصفهان را به پایتختی برگزید. شاه اسماعیل صفوی به دلیل ثقل قدرت معنوی خاندان خود در اردبیل و استقرار ایل‌های ترکمان شیعه مذهب در سرزمین آناتولی، تبریز را به پایتختی انتخاب کرد. در زمان حکومت شاه اسماعیل و شاه طهماسب، ایران و به خصوص شهر تبریز مورد حمله، قتل و غارت مکرر عثمانی‌ها و ازبکان قرار گرفت و این درگیری‌ها همراه تنش‌های اجتماعی ناشی از دودستگی حیدری‌ها و نعمتی‌ها در تبریز، موجب شد شاه طهماسب برای انتقال پایتخت اقدام کند تا پایتخت جدید از هر نوع حمله غافلگیرانه نیروهای عثمانی در امان باشد و از میدان‌های نبرد شرق و غرب هم فاصله زیادی نداشته باشد به همین دلیل قزوین به خاطر موقعیت استراتژیک خود انتخابی معقول برای دومین پایتخت صفویه بود.کار آماده سازی قزوین برای تبدیل آن به پایتخت از سال 951 ه.ق به مدت 11 سال آغاز شد و عملیات انتقال پایتخت در سال 962 ه.ق انجام گرفت.

توسعه شهر قزوین نیز بر یک طرح جامع استوار بود که بر این اساس، شهر جدید جعفرآباد ایجاد و کمبودهای خدماتی قزوین مرتفع شد، اما پایتخت جدید با مشکل کم آبی مواجه بود که پیش از این مورد توجه شاهان صفویه قرار نگرفته بود.

از این‌رو شهر اصفهان با برخورداری از محاسنی همچون رسیدن شاه به اهداف نظامی خود، مرکزیت جغرافیایی، آب و هوای چهار فصل و مطلوب و دور بودن از بلایای طبیعی و برخورداری از زاینده رود و جاده ابریشم به عنوان چهار راه منافع اقتصادی، تلاش برای کم شدن نفوذ سران قزلباش، پایتختی این شهر در دوران حکومت آل بویه، کاکویان و سلجوقیان و همچنین روابط گرم و عاطفی خاندان صفوی با این شهر و تولد شاه طهماسب در محله رهنان، بهترین گزینه برای انتخاب بعدی پایتخت بود.

استادیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان در گفتگو با جام جم، با اشاره به این‌که زمان انتقال پایتخت در منابع دوره صفویه، سفرنامه ها، منابع قاجاریه و دوره معاصر بین سال‌های 1000 تا 1007 ه.ق اعلام شده است، می‌گوید: معتبرترین زمان انتقال پایتخت به اصفهان در کتاب اصفهان، نصف جهان استفان بلیک مورخ بنام آمریکایی، سال 1000 هجری عنوان شده که شاه عباس و درباریان حکومتی در محل دولت خانه قدیم واقع در میدان عتیق استقرار یافتند، اما به دلیل مناسب نبودن این منطقه با اهداف شاه، به دستور وی حکومت تا سال 1006 هجری به دولت خانه جدید در میدان نقش جهان منتقل شد.

دکتر علی اکبر جعفری با تاکید بر این‌که با انتقال پایتخت به این منطقه، اصفهان از نو بنا شد و نقشه شهر تغییر کرد، تصریح می‌کند: احداث خیابان‌های جدید، انتقال بازار قدیم به دولت خانه جدید در بازار قیصریه، افزایش جمعیت و گسترش شهر از 6 به 24 محله در مناطق غرب و جنوب از دیگر اثرات انتقال پایتخت صفویه از قزوین به اصفهان بوده است.

وی با بیان این‌که از سال 1000 هجری، دستور ساخت میدان نقش جهان از سوی شاه داده شد، می‌افزاید: ساخت دولت خانه جدید در این زمان ابتدا با تسطیح میدان و ساخت سر در قیصریه آغاز و در ادامه تا سال 1006 هجری و بعد از آن مسجد شیخ لطف الله، بخشی از عمارت عالی قاپو و در نهایت مسجد جامع عباسی بنا شد.

استادیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان با تاکید بر این‌که برخی از آثار و بناهای اصفهان از لحاظ اسمی و شکلی شبیه بناهای قزوین است، می‌گوید: در شهر قزوین نیز آثارو بناهایی همچون چهارباغ، عمارت چهلستون و میدان نقش جهان وجود دارد، اما بناهای همنام و شکل آن در اصفهان بسیار فراتر و باشکوه‌تر از آن در زمان پایتختی صفویه بنا شد تا جایی که در اصفهان با توجه به ویژگی چهارباغ، شهر به دو قسمت جدید و قدیم تقسیم شد و «نصف جهان» لقب گرفت.وی خاطرنشان می‌کند: امروزه نیز اصفهان توسعه پیدا می‌کند اما تفاوت آن با گذشته در این است که در زمان صفویه توسعه اصفهان بدون هیچ تخریبی انجام اما حالا معمولا توسعه با تخریب همراه شده است.

مراقب خودتون باشید

دسته : عمومی
تاریخ : دوشنبه 25/8/1388-23:23
 
 
 
 
مصرف ويتامينC شدت و مدت سرماخوردگي را كاهش مي‌دهد . . .
 

به نام خدای مهربون

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

یک متخصص تغذیه گفت: مصرف ویتامین C کافی در کاهش شدت و طول دوره سرماخوردگی بسیار موثر است.

دکتر کورش جعفریان، متخصص تغذیه و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، یافتن علت سرماخوردگی را مهم‌ترین قدم در درمان آن برشمرد و افزود: هر‌چقدر سیستم ایمنی فرد ضعیف‌تر و مراقبت‌های بهداشتی فرد کمتر باشد، احتمال ابتلا به ویروس سرماخوردگی و آنفلوآنزای نوع A بیشتر می‌شود.

وی در ادامه به نقش ویتامین C در بهبود سرماخوردگی و آنفلوآنزای نوع A اشاره کرد و گفت: براساس نتایج مطالعات جدید، ویتامینC می‌تواند شدت و طول دوره سرماخوردگی را کاهش دهد؛ اما در پیشگیری از ابتلا به بیماری چندان موثر نیست.

این دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران خاطرنشان کرد: برای فردی که کمبود ویتامین B‌،C، روی و املاح معدنی نداشته باشد، استفاده از مکمل‌های غذایی هیچ تاثیری در درمان و پیشگیری سرماخوردگی ندارد.

دکتر جعفریان در ادامه میزان مورد نیاز روزانه ویتامین C را برای مردان 90 و برای زنان 70‌میلی‌گرم عنوان و تصریح کرد: احساس ناراحتی گوارشی، اسهال و ایجاد سنگ‌های کلیه از مهم‌ترین عوارض استفاده بیش از حد ویتامین C است.به گفته پزشکان متخصص لیموترش و گوجه‌فرنگی سرشار از ویتامین C است.

مراقب خودتون باشید

تاریخ : دوشنبه 25/8/1388-22:22
 
 
 
  • تعداد رکورد ها : 537