به نام خدای مهربون
سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت
وقتی هر روز مقابل چشمان شما در بزرگراه، رانندگان بیاعتنا به همه تابلوها و هشدارها کلکسیونی از جهتها و زاویهها را برای عبور از همدیگر امتحان و بزرگراه را در حداقل زمان به جنگلی بینظم از خودروها تبدیل میکنند، وقتی کمربند ایمنی برای برخی از رانندگان، هنوز هم وسیلهای زنانه، ظریف و محافظهکارانه تلقی میشود، وقتی قانونشکنی در رانندگی نشانه ذکاوت بالا است، وقتی مجموع جریمههای یک راننده از قیمت خودرواش بالاتر میرود، وقتی... نباید انتظار داشت در افق چند ساله گره ترافیک شهرهایمان باز شود.
«از ساعت 10 شب به بعد، کامیونها و تریلیها در شهر با میانگین سرعت 110 کیلومتر در ساعت در حال ترددند، لطفاً به آنها نزدیک نشوید»، «اگر در تقاطع فرعی در حال رانندگی هستید، مراقب باشید، چون امکان دارد خودرویی با سرعت 100 کیلومتر در ساعت از کوچه به شما نزدیک شود»، «از ساعت 12 شب به بعد میانگین سرعت خودروهای تهران 120 کیلومتر و میزان هوشیاری رانندگان 40 درصد حد معمول است»، «اتوبوسهای شرکت واحد در خط ویژه با سرعت بالا و بیرحمانه حرکت میکنند، اگر بر حسب اتفاق خودرو شما در این مسیر دچار نقص فنی شد، تصور کنید بین ریلهای راهآهن گیر کردهاید، وقتی یک قطار با سرعت بالا به شما نزدیک میشود»، «بسیاری از رانندگان ما حتی آنهایی که مهر گواهینامهشان خشک نشده، خود را عضو افتخاری فدراسیون جهانی اتومبیلرانی و کوچهها و خیابانها را پیست رالی و کارتینگ میدانند»، «90 درصد رانندهها در ایران نمیدانند آژیر آمبولانس یا آتشنشانی، موسیقی برای لذت بردن نیست و باید با شنیدن آن راه را برای این خودروها باز کنند.»
اینها نمونهای از توصیهها و دریافتهایی است که در سایت تخصصی اتومبیل و اتومبیلرانی ایران آمده است، اگرچه این جملات احتمالاً برای کسانی که با واقعیتهای رانندگی در ایران بویژه تهران آشنا نیستند، مبالغه آمیز و طنزآلود به نظر آید، اما وقتی رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران با استیصال تمام میگوید «دیگر خسته شدهایم» میتوان سویه جدی ماجرا را کاملاً متوجه شد، هرچند تجربههای شخصی و جمعی ما نشان میدهد چه بسا رخدادها و حوادثی هولناکتر از آنچه اشاره شد، هر روز در چند قدمی ما شکل میگیرد.
خودروها حامل افکار و باورهای ما هستند
باورها، منش و ذهنیت انسانها در تعامل و ارتباط آنها با عناصر بیرونی زندگی به ظهور میرسد. به فرض وقتی شهروندی ساکن آپارتمان است، بخشی از باورها و ذهنیت او همزمان با سکونتش در آپارتمان و تعامل با همسایهها بروز پیدا میکند، خودروها نیز چنین کارکردی دارند. آنها علاوه بر آن که حامل جسم ما هستند، افکار، اندیشهها، باورها و اعتقادات ما را هم از بزرگراهها و خیابانها و کوچهها عبور میدهند. در واقع فرهنگ و ذهنیت ما به اجزای خودرو (فرمان، پدال گاز، ترمز، کمربند ایمنی، چراغ راهنما و نظایر آن) ترشح میکند، پس اجزای به ظاهر بیجان خودرو میتوانند سطح فهم اجتماعی و درونی ما را نمایش دهند.
سوانح رانندگی در ایران؛ 30-26 هزار کشته در سال
وقتی درویشخان از استادان برجسته موسیقی ایران در سال 1305 بر اثر سانحه رانندگی جان خود را از دست داد و نخستین قربانی تصادفات رانندگی لقب گرفت، نه میدانست و نه آن زمان میتوانست بپذیرد آمار قربانیان حوادث رانندگی کشور هفت دهه بعد به 30-26 هزار نفر در سال خواهد رسید.
اگرچه امروز نمیتوان میزان بالای تلفات رانندگی در ایران را صرفاً به عامل انسانی محدود کرد و قطعاً وضعیت جادههای کشور، کیفیت خودروها و متغیرهای اقلیمی در این زمینه سهیم هستند، اما بیشک وضعیت اسفناک رانندگی در کشور از مهمترین عوامل شکلگیری تلفات بالای انسانی در تصادفات است. بیجهت نیست توریستها و جهانگردانی که به ایران میآیند، با ابراز شگفتی از وضعیت رانندگی در جادههای کشور و خیابانهای شهرها و در توصیف مشاهدات خود از واژههایی نظیر «وحشتناک» و «کابوس» استفاده میکنند.
مطابق با آمارها ایران از حیث تلفات رانندگی رتبه دوم را در بین 190 کشور جهان دارا است. براساس آماری که در سال 1998 میلادی منتشر شده، در کشور ژاپن به ازای هر 10 هزار خودرو، سالانه 5/1 نفر جان خود را بر اثر تصادفات رانندگی از دست میدهند، این در حالی است که این میزان در ایران به 23 نفر در 10 هزار خودرو میرسد. نکته جالب اینجا است که در این میان کشورهایی نظیر سوئد برنامهای را دنبال میکنند تا میزان تلفات انسانی در تصادفات رانندگیشان را تا سال 2020 به صفر برسانند. از طرف دیگر در کشورهای توسعهیافته در مقابل هر 100 نفر مجروح سوانح رانندگی، فقط یک نفر جان خود را از دست میدهد، در حالی که این آمار در ایران یک کشته به ازای هر 10 نفر مجروح است.
جرایم رانندگی؛ یک روز تهران، یک سال اروپا
یکی دیگر از معیارهای ارزیابی و سنجش فاصله فرهنگ رانندگی ما با کشورهای توسعه یافته، نگاهی به شکاف موجود در میزان جرایم رانندگی ما با این کشورها است.
براساس اعلام رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران، جریمههای رانندگی یک روز تهران با تعداد جریمههای رانندگی یک سال اروپا (یعنی یک قاره) برابری میکند.
سرهنگ هاشمی شهریورماه با اعلام این مطلب در جمع خبرنگاران از ضعف قوانین و نبود بازدارندگی فردی به عنوان دو عامل مهم در شکلگیری این وضعیت یاد میکند و میگوید: ما باید کنار هر تابلوی راهنمایی، یک مأمور بگذار یم و در کنار هر چراغ چند مأمور تا از تخلفات جلوگیری کنند. وی میافزاید: متأسفانه قانونشکنی و قانونگریزی در رانندگی ما بیداد میکند و مقاومتها برای اجرای قوانین بالا است.
این مقام مسئول ادامه میدهد: دیگر از دست موتورسواران خسته شدهایم، روزانه هزار دستگاه موتوسیکلت در تهران توقیف میشوند که باید برای پایان دادن به این تخلفات چارهای اندیشید. البته همانطور که سرهنگ هاشمی به درستی به این نکته پی برده و بسیاری از کارشناسان بر آن متفقالقول هستند، این که جرایم راهنمایی و رانندگی به هیچ روی باز دارنده نیست و نمیتواند ضامن ایجاد فرهنگی سالم در رانندگی ما باشد.
راهکارهای چندبعدی برای مسئله چندوجهی
اما سامان بخشیدن به وضعیت رانندگی در شهرهای کشور با توجه به چندبعدی بودن صورت مسئله راهکارهای چندبعدی میطلبد. وضعیت فعلی رانندگی یک مسئله رفتاری است و تغییر این رفتار مستلزم آن است که رفتاری جدید شکل گیرد، از این جهت مسئله باید در حوزهای گستردهتر از راهنمایی و رانندگی و شهرداریها دیده شود.
در این میان به نظر میرسد نقش دو نهاد آموزشی و رسانهای (آموزش و پرورش و صدا و سیما) کلیدیتر از سایر دستگاهها است، البته به این شرط که مسئولان و متولیان این دو نهاد متوجه ابعاد چندلایه موضوع باشند وگرنه بسنده کردن به چند صفحه در یک کتاب درسی یا گنجاندن چند برنامه بیروح در بدترین زمان جدول پخش برنامههای صدا و سیما نمیتواند زخم باز ما را التیام دهد.
فرهنگ شفاهی آینهای در برابر افکار ما
فرهنگ شفاهی رانندگی در ایران آینهای است که روبهروی آرزوها و آمال و افکار ما گذاشته شده است. شما احتمالاً هیچ کجای دنیا با اصطلاحاتی چون گوله کردن، ارتفاع خفن، ساندویچ شدن (وقتی دو خودرو از چپ و راست به سمت خودرو سوم منحرف میشوند)، تقه زدن، شاخ به شاخ و لایی کشیدن روبهرو نخواهید شد.
مراقب خودتون باشید